تبلیغات

کمپین وبلاگ نویسی امام نقی علیه السلام | Imam Naghi - مطالب مرداد 1392

[ ]
 
 
تصاویر اختصاصی از کارگاه ساخت ضریح حرمین عسگریین سامرا
مشاهده سایز اصلی با ذخیره تصاویر

      

      
ادامه تصاویر در ادامه مطلب

شنبه 19 مرداد 1392ساعت : 12:53 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
ماجرایی خواندنی درباره امام هادی (علیه السلام)
حجت‌الاسلام والمسلمین باقر شریف قرشی مولف و نویسنده حوزوی در کتاب زندگانی امام الهادی(ع) به نقل یک ماجرای خواندنی از امام هادی (ع) و شیوه آن حضرت در احترام به علما پرداخته است.

مرکز خبر حوزه نوشت:
 
این محقق حوزوی در کتاب خود با نقل سیره‌ای از آن حضرت آورده است امام هادى - علیه السلام - در بزرگداشت دانشمندان و اندیشمندان مى کوشید و به آنها توجهى خاص داشت و آنان را بر دیگر مردم برتر مى شمرد زیرا آنان سرچشمه نور و آگاهى در زمین هستند. از کسانى که مورد تجلیل امام قرار گرفت، فقیهى بود که با یکى از نواصب و مبغضین اهل بیت به مناظره پرداخته و او را مغلوب ساخته بود، آن فقیه پس از چندى به زیارت امام هادی (ع)آمد حضرت که از مناظره او با ناصبى خبردار بود از دیدن وى شادمان شده او را در صدر مجلس ‍ نشاند و به گرمى با وى به گفتگو پرداخت . مجلس مملو از علویان و عباسیان بود. آنان در آنجا از این توجه خاص امام رنجیده شدند و امام را مخاطب ساخته گفتند:
«چگونه او را بر سادات و بزرگان بنى هاشم مقدم مى دارى ؟...»
حضرت در پاسخ فرمود: از کسانى نباشید که خداوند متعال درباره شان فرمود: «( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوْتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُدْعَوْنَ إِلَى کِتَابِ اللّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ». (1) 
«آیا ندیدى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، فرا خوانده شدند تا کتاب خدا داور آنان باشد لیکن گروهى اعراض کرده روى گرداندند».
آیا کتاب خداوند متعال را به عنوان داور و حکم قبول دارید؟... همگى گفتند: «آرى ، یابن رسول اللّه ». و امام روش ‍ خود را - به استناد آیات قرآن - چنین مدلّل ساخت : آیا خداوند نمى گوید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ». (2) 
«اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که در مجالسى به شما گفته مى شود جاى باز کنید شما نیز جاى باز کنید تا خداوند براى شما گشایش دهد... تا آنجا که مى گوید: و دانشمندان را درجاتى بالاتر مى دهد».
خداوند متعال همانطور که مؤمن را بر غیر مؤ من مقدم مى دارد،« مؤ من عالم» را بر« مؤ من غیر عالم» برترى داده است . و باز خداوند است که مى فرماید: «خداوند مؤمنان اهل علم را درجاتى ، برترى مى دهد» آیا خداوند گفته است که خداوند نجیب زادگان و شریفان نسب دار را رفعت مى دهد! (نه این گونه نیست) لیکن حضرت باری تعالى با تأکید مى گوید:
« أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » (3) آیا آنان که مى دانند و آنان که نمى دانند با هم برابرند؟».
پس چرا از احترام و تجلیل من نسبت به این عالم که مورد بزرگداشت خدا نیز هست رنجیده شده اید، شکستى که این مرد به آن ناصبى با دلایل و براهین (قاطع)داد از هر شرافت مبنى بر نسب و تبار، بالاتر و برتر است .
دلایل و حجت هاى امام ، حاضرین را خاموش کرد لیکن یکى از بنى عباس حاضر در جلسه همچنان بر موضع نادرست خویش پافشارى کرد و گفت :
«یابن رسول اللّه ! شما این مرد را بر ما مقدم داشتى و ما را پایین تر از او به حساب آوردى در صورتى که او مانند ما نسبى چنین روشن و درخشان ندارد و از صدر اسلام تاکنون آن را که نسبى شریف تر داشته باشد بر دیگران مقدم مى دارند...»
منطق این شخص عباسى ، منطقى سست و بى بنیاد است که اسلام بدان کمترین بهایى نمى دهد، اسلام متوجه ارزش هاى والایى است که هرگز چنین افرادى تصور آن را هم ندارند و به گوششان نخورده است . لذا حضرت طبق اصل قرآنى : « ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (4) و دستور: « کَلِمُوا النّاسَ عَلى قَدْر ِ عُقُولِهِم » براى قانع کردن وى راه دیگرى در پیش گرفت و گفت :
«سبحان اللّه ! » آیا عباس که از بنى هاشم بود با ابوبکر تیمى بیعت نکرد؟ آیا عبداللّه بن عباس پدر خلفاى عباسى و از خاندان بنى هاشم ، کارگزار عمر بن خطاب از بنى عدى نبود؟ پس چرا عمر افراد خارج از خاندان قریش را وارد شوراى شش نفره کرد (برای بیعت) ولى عباس را که هاشمى و قرشى بود وارد شورا ننمود؟!
پس اگر برتر شمردن غیر هاشمى بر هاشمیان نادرست است، باید بیعت کردن عباس با ابوبکر و کارگزارى عبداللّه بن عباس براى عمر را محکوم کنى و اگر آن کار اشکالى نداشت این مورد هم مانند آن روا خواهد بود...».
معترض ، تاب این استدلالات را نیاورد خاموش گشت و دیگر دم نزد.(5) 
1-سوره آل عمران ، آیه 23.
2- سوره مجادله ، آیه 11.
3- سوره زمر، آیه 9.
4- سوره نحل ، آیه 125.
5- « الاحتجاج» طبرسى ، ج 1 و 2، ص 454.
زندگانی امام علی الهادی(ع)-باقر شریف قرشی
دوشنبه 14 مرداد 1392ساعت : 07:54 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
محصول تدبیر امام هادی (علیه السلام)
یادداشتی از دكتر حشمت‌الله قنبری، استاد و پژوهشگر تاریخ اسلام درباره‌ی امام علی‌النقی علیه‌السلام



حیات اهل بیت علیهم‌السلام و حوادث و رخدادهای دوران ولایت و رهبری آنان، عصاره‌ی خلقت است. هیچ حماسه و فاجعه، تدبیر و تقیه و نیز تعلیم و تربیتی همانند روزگار آنان وجود نداشته و نخواهد داشت. پی بردن به حقایق اهل بیت علیهم‌السلام، رسالت و شیوه‌های تبلیغی و براندازی دشمنان راه خدا در عصر ایشان می‌تواند جامعه‌ی انسانی را از شقاوت و حرمان و جاهلیت برهاند. یكی از حلقه‌های نورانی خاندان وحی، وجود مبارك حضرت امام هادی علیه‌السلام است كه به نوعی می‌توان آن حضرت را بنیان‌گزار تحولات فكری و فرهنگی دوره‌ای از زندگی مسلمانان نامید. البته هر كدام از حضرات معصومین متناسب با مقتضیات زمان و ظرفیت آمادگی جامعه‌ی مسلمانان، نسبت به مدیریت بر تحولات اجتماعی، سیاسی، عقیدتی و تحكیم پایه‌های فرهنگ دینی اهتمام داشته‌اند و حاكمیت‌های جور و اختناق هرگز نتوانستند خط اهل بیت علیهم‌السلام را از حیات جامعه‌ی اسلامی پاك كنند. آن‌ها تحمیل مظلومیت كردند اما هدایت اهل بیت علیهم‌السلام و عظمت پیروان مكتب اهل بیت علیهم‌السلام هیچ گاه مخدوش نشد.

عصر امام هادی علیه‌السلام و شخصیت والامرتبه‌ی آن حضرت ویژگی‌های خاص خود را داشت. آن حضرت در نیمه‌ی ذی‌الحجه سال ۲۱۲ به دنیا آمد و در هشت سالگی پس از شهادت والد گرانقدر خود حضرت امام جوادالائمه علیه‌السلام عهده‌دار امر امامت شد و تا سال ۲۵۴ به مدت سی‌وسه سال علاوه بر امامت امت و تحمل شش طاغوت از طواغیت بنی‌عباس، آحاد مردم از دوست و دشمن ایشان را به عامل دین، فقیه جامع، امین بزرگ و طیب و تقی می‌شناختند.

سازمان وكالت از سوی امام معصوم دارای چنان قوام و استحكامی شد كه مجموعه نیازهای فكری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مسلمانان را تولیت و كفایت می‌كرد و مراكز با عظمت علمی و حدیثی مانند قم و نجف و مشهد، محصول تدبیر والای حضرت امام هادی علیه‌السلام است.

اگرچه پسران بنی‌عباس با شعار (الرضا من آل محمد) افكار عمومی امت اسلامی را به استخدام خود در آوردند و با استفاده از ظرفیت دینی، علمی و مدیریتی وقت جهان اسلام از یك سو و بهره‌برداری از نفرت آحاد جامعه‌ی مسلمانان نسبت به بنی‌امیه و بنی‌مروان از طرف دیگر شرایط ویژه‌ای را تحمیل كردند، اما این فریب طبیعتاً نمی‌توانست ماندگار باشد. لذا تدریجاً با فاصله گرفتن از شعار اولیه، حذف عناصر مؤثر و كارآمد و برخوردهای بی‌رحمانه‌ی متعددی پدید آمد. اما آنچه باعث به فراموشی سپرده شدن نحله‌های انحرافی و در هم كوبیده شدن فتنه‌ها شد، حضور با عظمت و تدابیر اساسی حضرت هادی علیه‌السلام در حوزه‌های سیاسی، علمی و اعتقادی مسلمانان بود كه هر تفرقه‌ای را به وحدت می‌رساند.

* استحكام سازمان وكالت
مثلاً اگر چه موضوع نیابت و وكالت از سوی امام معصوم علیه‌السلام در دوره‌های پیش وجود داشت اما در عصر امام هادی علیه‌السلام این تدبیر ارزنده و مؤثر به عنوان یك نهاد رسمی و سازمان‌یافته، از برجستگی‌های ویژه‌ای برخوردار شد و نهاد مرجعیت شیعه به عنوان نهادی راهبردی و مدل‌ساز چنان عظمتی پیدا كرد كه به عنوان بی‌نقص‌ترین سلسله‌ی پس از عصمت و طهارت، ضمن ارتباط مأموم با امام علیه‌السلام، در هم كوبنده‌ی بحرانی بود كه پیش روی امت اسلامی پهن می‌شد. شما می‌بینید كه حتی موضوع حبس و حصر امام معصوم علیه‌السلام با دقت عمل و فرصت‌شناسی و وظیفه‌مداری مخلصانه‌ی وكلای امامان معصوم باعث نشد كه جامعه‌ی اسلامی از دسترسی به هدایت ناب اهل بیت علیهم‌السلام محروم بماند.

سازمان وكالت از سوی امام معصوم دارای چنان قوام و استحكامی شد كه مجموعه نیازهای فكری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مسلمانان را تولیت و كفایت می‌كرد و مراكز با عظمت علمی و حدیثی مانند قم و نجف و مشهد، محصول تدبیر والای حضرت امام هادی علیه‌السلام است. به هر حال تحصیل و وصول مبانی و مسائل فقهی و كلامی از یك مجمع مورد اعتماد، به جامعه مصونیت می‌بخشید.

تاریخ به ما می گوید كه شكست و ائتلاف نحله‌های انحرافی و شبهه‌آفرین در حوزه‌های توحید، امامت و اعتقادات مردم و دفاع از قرآن و احادیث رسالت و امامت و روشن ماندن چراغ هدایت در زندگی بشر، محصول دوراندیشی و تمهید ژرف آن حضرت، پدر و فرزندان گرانقدر اوست.

دوشنبه 14 مرداد 1392ساعت : 01:09 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
بیانات مقام معظم رهبری در سالروز شهادت امام علی النقی علیه‌السلام
در آستانه‌ی سالروز شهادت دهمین اختر تابناك آسمان امامت و ولایت حضرت امام علی النقی الهادی علیه‌السلام پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای متن و صوت بیانات رهبر انقلاب را درباره‌ی حیات نورانی این امام همام منتشر می‌كند.
این سخنان در سی‌ام مردادماه سال ۱۳۸۳ و پس از مراسم روضه‌خوانی به مناسبت شهادت حضرت امام علی النقی علیه‌السلام بیان شده است.




http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1391/1391030312557e3d9.jpg

* بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

بالاخره در نبرد بین امام هادى (علیه‌السّلام) و خلفایى كه در زمان ایشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادى (علیه‌السّلام) بود؛ این باید در همه‌ى بیانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.

در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یكى پس از دیگرى، آمدند و به درك واصل شدند. آخرین نفر آنها، «معتز» بود كه حضرت را شهید كرد و خودش هم به فاصله‌ى كوتاهى مُرد. این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یكى به‌دست پسرش كشته شد، دیگرى به دست برادرزاده‌اش و به همین ترتیب بنى‌عباس تارومار شدند؛ به عكسِ شیعه. شیعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (علیهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پیدا كرد؛ قوى‌تر شد.

حضرت هادى (علیه‌السّلام) چهل و دو سال عمر كردند كه بیست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل یك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان تركِ نزدیك به خود را - با تركهاى خودمان؛ تركهاى آذربایجان و سایر نقاط اشتباه نشود - كه از تركستان و سمرقند و از همین منطقه‌ى مغولستان و آسیاى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. این عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همین دلیل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عربها - مردم بغداد - اختلاف پیدا كردند. در همین شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شیعه در زمان امام هادى (علیه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسیله‌ى آنها پیام امامت را به سرتاسر دنیاى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند. این شبكه‌هاى شیعه در قم، خراسان، رى، مدینه، یمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنیا را همین عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به این مكتب هستند، زیادتر كنند. امام هادى همه‌ى این كارها را در زیر برق شمشیر تیز و خونریز همان شش خلیفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حدیث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى (علیه‌السّلام) هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌اى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما این عده چون شبكه‌ى قوى‌اى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پیدا كند.

یك روزِ مجاهدت این بزرگوارها - ائمه (علیهم‌السّلام) - به قدر سالها اثر مى‌گذاشت؛ یك روز از زندگى مبارك اینها مثل جماعتى كه سالها كار كنند، در جامعه اثر مى‌گذاشت. این بزرگواران دین را همین‌طور حفظ كردند، والّا دینى كه در رأسش متوكل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمایش اشخاصى باشند مثل یحیى‌بن‌اكثم كه با آن‌كه عالم دستگاه بودند، خودشان از فساق و فجار درجه یكِ علنى بودند، اصلاً نباید بماند؛ باید همان روزها بكل كلكِ آن كنده مى‌شد؛ تمام مى‌شد. این مجاهدت و تلاش ائمه (علیهم‌السّلام) نه فقط تشیع بلكه قرآن، اسلام و معارف دینى را حفظ كرد؛ این است خاصیت بندگان خالص و مخلص و اولیاى خدا. اگر اسلام انسانهاى كمربسته نداشت، نمى‌توانست بعد از هزار و دویست، سیصد سال تازه زنده شود و بیدارى اسلامى به‌وجود بیاید؛ باید یواش یواش از بین مى‌رفت. اگر اسلام كسانى را نداشت كه بعد از پیغمبر این معارف عظیم را در ذهن تاریخ بشرى و در تاریخ اسلامى نهادینه كنند، باید از بین مى‌رفت؛ تمام مى‌شد و اصلاً هیچ چیزش نمى‌ماند؛ اگر هم مى‌ماند، از معارف چیزى باقى نمى‌ماند؛ مثل مسیحیت و یهودیتى كه حالا از معارف اصلى‌شان تقریباً هیچ‌چیز باقى نمانده است. این‌كه قرآن سالم بماند، حدیث نبوى بماند، این همه احكام و معارف بماند و معارف اسلامى بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشرى خودش را نشان دهد، كار طبیعى نبود؛ كار غیرطبیعى بود كه با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه این كار بزرگ، كتك‌خوردن، زندان‌رفتن و كشته‌شدن هم هست، كه اینها براى این بزرگوارها چیزى نبود.

ائمه‌ى ما در طول این دویست‌وپنجاه سال امامت - از روز رحلت نبى مكرم اسلام (صلّى‌اللَه‌علیه‌وآله) تا روز وفات حضرت عسكرى، دویست‌وپنجاه سال است - خیلى زجر كشیدند، كشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برایشان گریه كنیم؛ مظلومیت‌شان دلها و عواطف را به خود متوجه كرده است؛ اما این مظلومها غلبه كردند؛ هم مقطعى غلبه كردند، هم در مجموع و در طول زمان.

والسّلام علیكم و رحمةالله بركاته
یکشنبه 13 مرداد 1392ساعت : 07:28 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
گفتاری از حضرت آیت‌الله سبحانی درباره امام هادی (علیه السلام)
گفتاری از حضرت آیت‌الله سبحانی درباره‌ی سیره و شخصیت حضرت امام علی‌النقی علیه‌السلام





الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی خیر خلقه و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین. قال الحكیم فی محكم كتابه الكریم: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا و كانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ»(سجده؛ ۲۴)

* همه‌ی مسئولیت‌های نبی بر عهده‌ی امام است
مقام امامت مقام بزرگ و رسایی است. در حقیقت امامت استمرار مقام نبوت است و تمام مسئولیت‌هایی كه بر عهده‌ی پیامبر بوده، همه‌ی آن مسئولیت‌ها بر عهده‌ی امام نیز می‌باشد، با این تفاوت كه نبیّ مورد وحی است و وحی الهی بر او نازل می‌شود و پایه‌گذار دین است، اما امام مورد وحی نیست. امام مفاهیم دین را بیان می‌كند و پرسش‌های نو را پاسخ می‌دهد و درباره‌ی زندگی مردم قوانین صحیحی را تبیین می‌كند، امر به جهاد می‌كند و هكذا و هكذا.

بنابراین كسانی كه مقام امامت را یك مقام انتخابی مردمی تصور می‌كنند، بدانند امامت یك مقام الهی و انتصابی است نه انتخابی و امام با رسول جز در همان جهت كه عرض كردم، فرقی ندارد. قرآن مجید هم به‌نوعی به این مسئله اشاره دارد: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً» حتی برخی از انبیاء بعد از نبوت به مقام امامت می‌رسند؛ «لَمَّاصَبَرُوا». صبر ایشان در تبلیغ دین سبب می‌شود از مقام نبوت به مقام امامت برسند. در همین آیه دقت نمایید: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ». جناب ابراهیم علی‌نبینا‌وآله‌و‌علیه‌السلام نیز بعد از آن همه مقامات و امتحانات، از مقام نبوت به امامت رسید، چون قبل از این‌كه امام باشد، نبی و رسول بود، اما این مقام، مقام بالاتر از مقام نبوت است. ائمه‌ی اهل بیت بعد از پیامبر دارای چنین مقامی هستند.


امام در سامرّا هم مشغول كارهای امامت است. در درجه‌ی اول حضرت در مدینه و مجموعاً در سامرّا حدود ۸۵ نفر فقیه و محدث تربیت كرده است. تربیت یك فقیه و محدث كار آسانی نیست؛ آن هم در شرایط و خفقانی كه در سامرّا بوده است.

طبق نقل نوعِ محدثین اسلام مانند مسلم در صحیح و دیگران، رسول گرامی فرمود: بعد از من دوازده خلیفه خواهند آمد كه عزت اسلام بستگی به آن‌ها دارد. حدود ده روایت، مسلم در صحیح خود به این تعبیر نقل می‌كند كه من عین عبارت را می‌خوانم: «لَا یَزَالُ الاسلامُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَیْ عَشَرَ خَلِیفَةً ثُمَّ تَكَلَّمَ به شیءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ فَقُلْتُ لِأَبِی مَا قَالَ فَقَال قَالَ رَسُولُ اللَّهِ كُلُّهُم مِنْ قُرَیْش»(صحیح مسلم، ج ۱۲، ص ۱۸۹) بعد از پیامبر اكرم دوازده خلیفه پیدا شود كه متصل به هم باشند. بنابراین ایشان جز ائمه‌ی اثنی‌عشر كسی دیگر نیستند.


* گوهر آفرینش
حال شناختی از امام هادی علیه‌السلام داشته باشیم: آقا ابوالحسن امام هادی علیه‌السلام در سال ۲۱۲ هجری قمری در مدینه منوره متولد شد و تا سال ۲۳۶ در مدینه منوره تشریف داشتند. البته بعد از شهادت والد بزرگوارشان امام جواد علیه‌السلام، مقام امامت به ایشان رسید در حالی كه سن مبارك ایشان حدود ۸ یا ۹ سال بود. البته نباید تعجب كرد كه كودكی هشت‌ساله بتواند چنین بار بزرگی را بر دوش بكشد: «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِه»(حج؛ ۷۴). ما اگر امام و مقام او را را بشناسیم، درك این مسائل آسان است. جناب عیسی بن مریم در دوارن كودكی در مهد و گهواره به مقام نبوت می‌‌رسد: «قالَ إِنِّی عَبْدُاللَّهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا»(مریم؛ ۳۰) یا جناب یحیی بن زكریا در دوران كودكی به مقام نبوت می‌رسد: «یا یَحْیی خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُكْمَ صَبِیًّا»(مریم؛ ۱۲) ما نباید این گوهرها و آفرینش‌ها را با دیگر گوهرها مخلوط كنیم.


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19931/C/13910303_0119931.jpg

مشاهده‌ی آلبوم تصاویر

امام هادی علیه‌السلام در مدینه تدریس فقه و حدیث می‌كند و مشكلات مردم را رفع می‌كند، اما متوكل خیلی ناراحت است زیرا فرماندار مدینه به او گزارش می‌دهد مردمی كه مدینه می‌آیند، درب منزل امام هادی می‌روند و مسائل علمی و امور مالی خود را به ایشان ارجاع می‌دهند و می‌ترسم روزی علیه تو قیام كند (الارشاد، ص۴۳۵. اعلام الوری، ص ۳۶۵. قرشی، زندگانی امام علی الهادی، ص۳۸۶). مسلماً كسانی كه عاشق مقام هستند، تمام همّ و غمّ  خویش را در راه آن صرف می‌كنند و غیر از مقام، هیچ روحیه و هیچ نفسانیتی ندارند و كوچك‌ترین خبری كه در نظر ایشان مقام آن‌ها را به خطر بیندازد ناگوار است.


* تبعید به سامرا
لذا متوكل عباسی یحیی بن هرثمه را فرستاد تا حضرت را از مدینه به سامرا آورد و امام علیه‌السلام در حدود ۲۴ سال دارد كه ایشان را از مدینه منوره به سامرا آوردند و همین كه خبر منتشر شد كه یحیی بن هرثمه با ۳۰۰ سرباز آماده است تا امام را به سامرا ببرد، مردم مدینه تكان خوردند و زار زار گریه می‌كردند. به قدری گریه و زاری كردند كه یحیی بن هرثمه گفت من به شما قول می‌دهم كوچك‌ترین صدمه‌ای به ایشان نزنم. یحیی بن هرثمه كه مأمور بود امام هادی علیه‌السلام را از مدینه به سامرا بیاورد، می‌گوید: وقتی همراه امام علیه‌السلام به بغداد رسیدم، اسحاق بن ابراهیم طاهری حاكم بغداد به من گفت: یحیی! این مرد فرزند رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم است. اگر متوكل را بر قتل او تحریك كنی با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم دشمن شده‌ای. گفتم: من از او جز نیكی ندیدم. آن‌گاه به سوی سامرا روانه شدیم. وقتی به آن‌جا رسیدیم، وصیف تركی (یكی از فرماندهان ترك در دربار عباسی) به من گفت: اگر یك مو از سر این مرد كم شود با من طرف هستی.

ادامه متن در ادامه مطلب ...

یکشنبه 13 مرداد 1392ساعت : 06:53 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
 
علل محدود بودن اطلاعات تاریخی درباره امام هادی (علیه السلام)

دكتر محمدحسین رجبی دوانی، پژوهشگر و كارشناس تاریخ اسلام در گفتاری به مناسبت سالروز شهادت امام علی‌النقی علیه‌السلام، علل محدود بودن اطلاعات ما درباره‌ی شخصیت و سیره‌ی آن حضرت را بررسی می‌كند:


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19933/smpl.jpg

امام هادی علیه‌السلام طبق نقلی در سال ۲۱۲ و طبق نقلی دیگر در سال ۲۱۴ هجری قمری در یكی از روستاهای اطراف مدینه متولد شدند. ایشان در سال ۲۲۰ و در پی شهادت امام جواد علیه‌السلام در سن ۶ یا ۸ سالگی به امامت ‌رسیدند. حدود بیست‌ویك سال در مدینه بودند و سپس با توجه به نامه‌نگاری‌های بریحه -امام‌جماعت حرم- با متوكل خلیفه‌ی عباسی و توصیه‌ی او كه: «اگر به حرمین نیاز داری، علی بن محمد را از آن‌جا بیرون ببر كه او مردم را به خود می‌خواند و عده‌ی بسیاری از او تبعیت كرده‌اند» و با توجه به گزارش‌هایی كه از ارتباط امام با وكلایشان در مدینه داشتند، به دستور خلیفه ایشان را به سامرا منتقل كردند. حضرت حدود بیست‌ویك سال در آن‌جا تحت كنترل مأموران خلفای عباسی زندگی ‌كردند تا این‌كه طبق نقلی در سوم ماه رجب سال ۲۵۴ هجری قمری و در سن حدود ۴۲ سالگی به شهادت ‌رسیدند.


* اعتراف جنیدی
درست است كه امام هادی علیه‌السلام در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند، اما با توجه به سابقه‌ای كه از به امامت رسیدن امام جواد علیه‌السلام در همین سنین وجود داشت، این مسأله در زمان امام هادی علیه‌السلام با چالش جدی مواجه نشد. در زمان امام جواد علیه‌السلام بحث‌ها و تزلزلاتی برای بسیاری از رجال شیعه درباره‌ی امامت ایشان پیش آمد، اما به‌مرور و با روشن شدن زوایای امر و یقین آنان به عصمت امام و این‌كه امامِ خردسال، پاسخگوی معضلات و سؤالات و مشكلات مردم بود، در همان زمان این مسأله در بین شیعیان حل شد. به همین خاطر امامت امام هادی علیه‌السلام در این سنین برای شیعیان پذیرفته‌شده بود و تقریباً عموم شیعیان پس از شهادت امام جواد علیه‌السلام امامت امام هادی علیه‌السلام را پذیرفتند و آن مشكلات سابق دیگر به‌ وجود نیامد.


مظلومِ پیروز | استاد و شاگرد

در برخی روایات ما اشاره شده است كه دستگاه خلافت، یكی از عالمان سنی‌مذهب آن زمان به نام جنیدی را مأمور تدریس به امام هادی علیه‌السلام می‌كنند. آن طور كه پیدا است، دستگاه خلافت وقتی دید پدر حضرت از دنیا رفته و ایشان هم سن كمی دارند، در پی این بر‌آمد كه ایشان را تحت تعلیماتی قرار دهد كه مطابق میل این دستگاه پرورش یابد. اما همین جنیدی پس از مدتی چنان محو علم و شخصیت امام خردسال شد و تحت تأثیر ایشان قرار ‌گرفت كه شیعه شد و ‌گفت: ایشان علوم و معارفی دارد كه من خودم باید از ایشان بهره ببرم.


در برخی روایات ما اشاره شده است كه دستگاه خلافت، یكی از عالمان سنی‌مذهب آن زمان به نام جنیدی را مأمور تدریس به امام هادی علیه‌السلام می‌كنند. آن طور كه پیدا است، دستگاه خلافت وقتی دید پدر حضرت از دنیا رفته و ایشان هم سن كمی دارند، در پی این بر‌آمد كه ایشان را تحت تعلیماتی قرار دهد كه مطابق میل این دستگاه پرورش یابد. اما همین جنیدی پس از مدتی چنان محو علم و شخصیت امام خردسال شد و تحت تأثیر ایشان قرار ‌گرفت كه شیعه شد و ‌گفت: ایشان علوم و معارفی دارد كه من خودم باید از ایشان بهره ببرم.

امام هادی علیه‌السلام معاصر بودند با دوران خلافت خلفایی مثل معتصم و واثق عباسی. این دو خلیفه از نظر فكری مثل مأمون، معتزلی‌مسلك بودند. به همین خاطر فشارها علیه امام هادی علیه‌السلام نسبت به زمان امام جواد علیه‌السلام مقداری كمتر بود. لذا امام هادی علیه‌السلام از این فرصت استفاده كردند و با توجه به فعالیت‌های ارزشمند و بسیار دقیق و حساب‌شده‌ای ائمه‌ی پیشین علیهم‌السلام برای ترویج مكتب حقه‌ی اهل بیت علیهم‌السلام، امام هادی علیه‌السلام هم توانستند به‌خوبی این تلاش‌ها را پیش ببرند و به ثمر برسانند.


ادامه متن در ادامه مطلب ....


یکشنبه 13 مرداد 1392ساعت : 06:25 ب.ظ | کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)
درباره کمپین
کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (علیه السلام)‍‍‍

تقدیم به ساحت مقدس امام نقی (علیه السلام). لطفا با درج لینک یا لوگوی کمپین در وبلاگ یا وبسایت خود از کمپین در موتور های جستجو حمایت کنید و با ارسال لینک خود در بین حامیان کمپین جای گیرید. بی صبرانه منتظر حمایت شما از کمپین هستیم.

آخرین مطالب
نظر سنجی
کمپین را از چگونه دیدید ؟




حامیان کمپین تا این لحظه
آمار کمپین
   تعداد مطالب :
   آخرین بروز رسانی :
   بازدید امروز :
   بازدید دیروز :
   بازدید این ماه :
   بازدید ماه قبل :
   بازدید کل :
   آخرین بازدید :

 
پرش به بالا
Display Pagerank